تبلیغات
کانون صنفی معلمان بروجرد - در تنگنای معیشتی باید به مطالبه ی امنیت جانی در محیط کار بپردازیم ! ((فریبا ایازی روزبهانی ، دبیر دبیرستان های بروجرد))
 
کانون صنفی معلمان بروجرد
برای قایق های بی حرکت موج ها تصمیم می گیرند!
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به کانون صنفی معلمان شهرستان بروجرد است.این کانون شعبه کانون صنفی معلمان ایران و طبق ماده 10 کمیسیون احزاب اجازه فعالیت دارد.اطلاعیه ها و بیانیه های منتشر شده در وبلاگ مورد تایید اعضای هیئت مدیره و توسط سخنگو(مسئول روابط عمومی و عضو هیئت مدیره) کانون منتشر می شود.برای ارسال نظرات، روی دایره سبز رنگ کنار عنوان هر پست کلیک کنید.
مدیر وبلاگ : کانون صنفی معلمان بروجرد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار رایگان وبلاگ

Online User

« ته کلاس می نشست و کمتر دیده می شد ؛ لباس های کهنه ای بر تن داشت ؛ همیشه سرماخورده بود ، بچه ها از نشستن در کنارش اکراه داشتند. تنها روی یک میز و نیمکت می نشست . وقتی اولین بار متوجه درز باز شلوارش شدم ، به روی خودم  نیاوردم ، با مدیر صحبت کردم مقداری پول جمع شد و خودم یک غروب پنجشنبه بازار رفتم ، چند دست لباس گرم و بلوز خریدم  .مدیر با مادرش تماس گرفت و لباس ها را به مادرش داد و گفت :« لزومی ندارد  به او بگویی  ؛ مدرسه این لباس ها را برایت خریده ». علی دانش آموز کلاس دوم ابتدایی بود . پدر نداشت . مادرش او  و  چهار بچه دیگر را به سختی بزرگ می کرد و....»

این خاطره مربوط می شود به پانزده سال پیش . یکی.....

ه کلاس می نشست و کمتر دیده می شد ؛ لباس های کهنه ای بر تن داشت ؛ همیشه سرماخورده بود ، بچه ها از نشستن در کنارش اکراه داشتند. تنها روی یک میز و نیمکت می نشست . وقتی اولین بار متوجه درز باز شلوارش شدم ، به روی خودم  نیاوردم ، با مدیر صحبت کردم مقداری پول جمع شد و خودم یک غروب پنجشنبه بازار رفتم ، چند دست لباس گرم و بلوز خریدم  .مدیر با مادرش تماس گرفت و لباس ها را به مادرش داد و گفت :« لزومی ندارد  به او بگویی  ؛ مدرسه این لباس ها را برایت خریده ». علی دانش آموز کلاس دوم ابتدایی بود . پدر نداشت . مادرش او  و  چهار بچه دیگر را به سختی بزرگ می کرد و....»

این خاطره مربوط می شود به پانزده سال پیش . یکی از دوستان  فرهنگی  این ماجرا را برایم تعریف کرد . امروز مدیر مدرسه با یک صندوق مهر و موم شده وارد دفتر دبیرستان شد . وقتی صحبت های کلیشه ایدرباره ی  تحویل به موقع  سوالات دی ماه و گروه بندی کلاس و همیار معلمی و غیره و ذلک تمام شد؛ به همان صندوق مهر و موم شده؛ اشاره کرد وگفت :« همکاران برای آزمون های بین ترم و پایان ترم نمی توانیم کلاس به کلاس بگردیم و از هر دانش آموز مبلغی بگیریم ! البته آنهایی که وضع مالی مناسبی دارند باید پول برگه های امتحانی خود را پرداخت کنند اما دانش آموز بی بضاعت در این دبیرستان کم نیست ؛ در انجمن اولیا و مربیان صحبت کردیم و قرار شد این صندوق را در دفتر مدرسه بگذاریم و همکاران هر ماه مبلغی در صندوق بیندازند . فکر کنید صندوق صدقات است خیر دنیا و آخرت ...» دیگر نمی شنیدم مدیر چه می گوید ...خاطره ی خاک خورده ی  علی دانش آموز ابتدایی در ذهنم تداعی شد. 

همکاران چه تمایل داشتند یا نه ، مبلغی در صندوق انداختند ؛ البته در نهان گله می کردند و از بابت کار مدیر ناراضی بودند !

نظر به اینکه اول مهر هر سال به هنگام ثبت دانش آموزان ، شاهد هشدارهای پیاپی از مسئولین ادارات آموزش وپرورش مبنی بر نگرفتن پول به هنگام ثبت نام هستیم ؛ چرا برای این بخش از سرانه مدرسه هرگز فکری شده است  ؟ اگر ثبت نام دانش آموزان در مدارس دولتی باید رایگان صورت بگیرد ؛ پس این هزینه های جاری مدارس چگونه باید تأمین شود ؟ به خصوص در مدارس این چنینی که نیمی از دانش آموزان آن فقیر هستند؛ و یا با بهانه های واهی از پرداخت هزینه های شخصی سر باز می زنند . به خاطر دارم معاون یکی دیگر از مدارس برای دریافت پول کتاب های درسی دانش آموزان با مشکل مواجه شده بود. .

اینک این سوال  پیش می آید  مسئولین آموزش وپرورش  تا کجا می خواهند  از هزینه  های جاری آموزش و پرورش بکاهند ؟ در دوره هایی نه چندان دور به خاطر دارم ؛ حق الزحمه ی طرح سوالات امتحانی سال تحصیلی را آموزش وپرورش پرداخت می کرد .

امروز نه تنها حق الزحمه ای بابت طرح سوال داده نمی شود ؛ هزینه ی تایپ سوالات ، سی دی و یا ایمیل سوالات به عهده ی خود همکاران است  و حق الزحمه های حوزه های امتحانی معمولا با تأخیر پرداخت می شود.

در لوایح مصوّب  مجلس در خصوص این بخش از هزینه های آموزش و پرورش ، هزینه ها چگونه اعتباربندی شده است؟

گاه این تصور پیش می آید که وزارت آموزش وپرورش به حال خود رها شده است وکسی پاسخگو نیست ؛ مشکلات معیشتی فرهنگیان به فراموشی سپرده شده است و به نظر می رسد ؛ بعد از حادثه غم بار  قتل معلم بروجردی  به جای آن که مطالبات معیشتی خود را دنبال کنند ؛  باید مطالبه ی امنیتی و جانی همکاران فرهنگی  جایگزین آن شود.





نوع مطلب : شهید خشخاشی، مقالات همکاران، 
برچسب ها : مقالات همکاران،
لینک های مرتبط : سخن معلم،




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.