محمدرضا نیک نژاد،21 بهمن 93 روزنامه آرمان
این روزها خبرهای وابسته به آموزش و پرورش دست کم از سوی فرهنگیان بیش هر زمان دیگری پیگیری و خوانده می شود. دلنگرانی از مقدار بودجه،ادامه روند تحمل سنگینی خط فقر،حس تبعیض و ... دوباره بلای جان فرهنگیان شده است. به گفته فرادستان،بودجه این نهاد با بیش از یک میلیون کارمند و نزدیک سیزده میلیون دانش آموز 23 درصد افزایش داشته که به باور بسیاری از فرهنگیان افزایش درخوری نیست و برای وزارتخانه ای که تنها کسری بودجه سال گذشته اش 5 هزار میلیارد تومان بوده است- یعنی 25 درصد بودجه کل سال – چنگی به دل نمی زند. بودجه 94، 3 هزارمیلیارد تومان نسبت به سال گذشته افزایش نشان می دهد به این معنی که آموزش و پرورش سال 94 را با کسری 2 هزار میلیارد تومانی آغاز خواهد کرد! به گفته فرادستان 99 درصد بودجه صرف پرداخت دستمزدها می شود و این در حالی است که سال هاست این گروه گسترده از کارمندان دولت همواره از دریافتی خویش ناخشنود بوده و بارها و به روش های گوناگون این ناخرسندی را به رخ دولتمردان کشیده اند. اوج این ناخرسندی سال 85 و در هنگامی بود که دولت وقت نمی خواست زیر بار اجرای لایحه خدمات کشوری برود و شوربختانه ماه های پایانی این سال با رویدادهای تلخی برای خانواده آموزش و پرورش همراه شد. گرچه رویارویی سال 85 دولت اصولگرا را نواخت اما صابون اعتراض های معلمان تن اصلاح طلبان را هم بی نصیب نگذاشت و سال آموزشی 81- 82 دورانی بود که باز هم فرهنگیان صدای اعتراض خویش را به گوش فرادستان رساندند. اما پیامدهای این اعتراض ها هیچگاه نتوانست به گونه ای کامل آب سردی بر آتش ناخشنودی فرهنگیان بریزد. این رویدادهای تاریخی از این رو بازخوانی گردید تا یاد آورده شود که جنس خواسته های معلمان هیچگاه سیاسی نبوده و گرچه گروه های سیاسی همواره به دنبال مصادره این جنبش بوده اند اما چندان در این راه کامیاب نشده اند. اما در هفته های گذشته و با لایحه بودجه 94 باز هم زمزمه هایی از دلخوری فرهنگیان از گوشه و کنار کشور به گوش می رسد. گرچه در اعتراض های بیش از یک دهه گذشته برخی تشکل های صنفی پرچمدار بودند اما در واپسین آنها این تشکل ها نقش چندانی نداشته و آن چه در این رخدادها نقش اصلی را بازی کرد ابزارک های نوینی مانند وایبر،واتس اپ،تلگرام و شبکه های اجتماعی بود. بهره گرفتن از این تکنولوژی های تازه برای جنبش معلمان و البته پرچمداری تشکل های صنفی بسیار خطرناک است. هنگامی که چنین حرکت هایی نماینده داشته باشد،آنها می توانند هم نقش رهبری داشته باشند و هم حرکتی کنترل شده را سامان دهند و از افراط و تفریط های احتمالی جلوگیری نمایند. از دیگر سو فرادستان هم می دانند که باید با چه کسانی به گفتگو بنشیند. بنابراین بهتر است هم دولتمردان حرکت را به گونه ای کنترل کنند که سران جنبش آدم های واقعی باشند و نه مجازی! و هم فرهنگیان رهبری تشکل های مستقل را پذیرا باشند که بی گمان تن بی سر به مقصد نمی رسد. بنابراین جنبش صنفی معلمان نیازمند بازبینی از سوی تشکل ها و باز خوانی از سوی فرادستان است. آنچه که از سوی فرادستان ضروری به نظر می رسد به رسمیت شناختن تشکل های مستقل و مورد اعتماد فرهنگیان است تا شاهد حرکت هایی کور و بی سامان نباشیم زیرا بی گمان هم دولت و هم فرهنگیان آسیب خواهند دید.
اما در هفته های گذشته و با بالا گرفتن انتقادها و اعتراض ها به بودجه آموزش و پرورش،شورای هماهنگی کانون های صنفی سراسر کشور در یک بیانیه خواستار دیدار با رییس جمهور روحانی شده اند. فرهنگیان بر این باورند که افراد پر نفوذ دولت،چندان از گرفتاری های فرهنگیان و البته آموزش خبر ندارند و از این روست که همچنان نگاه به نهاد آموزشی نگاهی آمیخته به اقتصاد و سازمانی مصرف کننده است. گمانی نیست که حس تبعیض موجود در بدنه آموزش و پرورش و کمبودهای فراوان آن - چه مالی و چه ساختاری- خواسته های معلمان را متراکم و رادیکال کرده و بیم آن می رود که حرکت های خودجوشی مانند آن چه در هفته های گذشته رخ داد،کیان دولت و آموزش و پرورش را به خطر اندازند. از این رو بهتر است که رییس جمهور روحانی به خواسته به حق و منطقی فرهنگیان پاسخ داده و زمینه دیداری نزدیک و صمیمی را فراهم نماید. باشد که در این دیدار فرهنگیان بتوانند دردهای کهنه خویش را با رییس دولت مطرح کنند تا شاید بتوان دست در دست یکدیگر به آشفته بازار آموزش سروسامانی داده شود. بی گمان پیشگیری بهتر از درمان است.